اسكندر بيگ تركمان

133

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

مذكور شد و اسمعيل ميرزا نوزده سال و ششماه و بيست و يك روز در آن قلعه روزگار گذرانيد تا آنكه بعد از رحلت شاه جنت مكان و شهادت سلطان حيدر ميرزا بمرتبهء بلند سلطنت و فرمانروائى رسيد چنانچه در ذيل اين دفتر در محل خود مرقوم و محرر خواهد گشت . فرزند سيم سلطان حيدر ميرزا كه از بنات مكرمهء عظمى و اعيان گرجيه كه در سلك زوجات مطهرهء حضرت شاه جنت مكان انتظام داشت تولد يافته تاريخ ولادتش معلوم محرر اوراق نگشته اما در حين ارتحال حضرت شاه جنت مكان بيست و دو ساله بود برين تقدير در شهور سنهء اثنى و ستين و تسعمائة متولد شده باشد از وقت تولد تا حين ارتحال والد در درگاه معلى بود و در ظل تربيت و اشفاق والد بزرگوار نشو و نما مييافت صدر الدين خان والد او كه از امراء معتبر بود بدستور متكفل خدمت شاهزاده بود و حضرت شاه را توجه تام بشاهزاده بود و او نيز بر وفق رضاى پدر سلوك مينمود در اواخر ايام حيات كه بانتظام بعضى امور دولت و مهمات سلطنت بنفسه ملتفت نميشدند بشاهزاده رجوع ميكردند و بتوجهات خاطر اشرف بين الاخوين امتياز داشت بدينجهت روز بروز در نظر شاهزادگان و امراء طوايف قزلباش قدر و مقدارش مىافزود از آثار توجهات ظاهرى آن حضرت اعتبار عظيم يافته از غرور جوانى و تخيلات نفسانى قرار ولى العهدى و پادشاهى با خود داده اكثر معارف لشكر خصوصا طايفهء شيخاوند و استاجلو و طبقهء گرجيه و غيرهم دل بر سلطنت او بسته در بيمارى شاه جنت مكان كه يك دو سال قبل از ارتحال روى داد اتباعش بيحوصلگى كرده ارتكاب بعضى امور كه منافى صوفيگرى و اخلاص بود كردند چنانچه مشروحا در قضاياى ايام بيمارى مرقوم كلك بيان گشته شاهزاده اندكى خجلت زده گشت اما آن حضرت بعد از بيمارى و صحت بوفور تهور و تغافل نوعى نكردند كه بىالتفاتى نسبت به فرزند ارجمند ظهور يابد و به همان دستور منظور نظر عاطفت بود تا آنكه در شانزدهم ماه صفر سنهء نهصد و هشتاد و چهار يكروز بعد از واقعهء هايله والد نامدار چنانچه در ذيل اين صحيفه مشروحا نگاشتهء كلك بدايع نگار ميگردد درجهء شهادت يافت و چون منشور دولتش در لوحهء قضا رقم ثبت نيافته بود و روزنامچهء عمرش به آخر رسيده اين واقعه دست داد بسيار صالح و پرهيزگار و رحيم دل و با خلق اللّه مشفق و مهربان و عدل پرور بود و سواى يك دختر فرزندى ديگر نداشت . فرزند چهارم آن حضرت سلطان سليمان ميرزا است كه از همشيرهء شمخال سلطان چركس كه او نيز از جملهء زوجات مطهره بود متولد شده در حين ارتحال والد غفران مآل بيست و يك ساله بود حضرت شاه جمجاه جنت مكان در زمان طفوليت او را بمشهد مقدس معلى فرستاد و حاكم مشهد را بلله‌گى شاهزاده تعيين فرموده معلمى قرار دادند كه اكتساب فضايل و كمالات نموده منصب خادم - باشيگرى روضهء حضرت امام الجن و الانس به او تفويض يافت و مدتها بدين خدمت قيام داشت در سنهء ثمان و سبعين و تسعمائة كه شاهولى سلطان تاتى اغلى ذوالقدر از حكومت مشهد مقدس معزول گشت شاهزاده را باردو طلب فرمودند بدرگاه معلى آمده در خدمت والد بزرگوار معزز و محترم بود بعد از رحلت شاه جنت مكان و ايام سلطنت اسمعيل ميرزا كه همتش بدفع [ 102 ] و رفع شاهزادگان مقصور بود او را بشمخال سلطان چركس خال شاهزاده سپردند مشار اليه به جهت كسب اعتبار خود رضاى خاطر اسمعيل ميرزا جسته بدفع او اقدام نمود چنانچه در وقايع زمان جلوس او مرقوم كلك بيان مىگردد . فرزند پنجم آن حضرت سلطان مصطفى ميرزا است كه والده‌اش از طايفهء گرجيه